::. پايگاههاي مذهبی .::
::.وبلاگ اختر هشتم(جدید).::
::.پايگاه اطّلاع رساني حكومت جهاني امام مهدي(عج).:: ::.وبلاگ ريحانه ي عشق.:: ::.وبلاگ انتظار حجت(عج).:: ::.وبلاگ طلوع.:: ::.وبلاگ محرم.:: ::.وبلاگ مثل خدا.:: ::.وبلاگ يا مهدي.:: ::.وبلاگ عطر نرگس.:: ::. وبلاگ عصر ظهور.:: ::.وبلاگ حجاب غيبت.:: ::.وبلاگ پیامبر امید.:: ::.وبلاگ آفتاب پنهاني.:: ::.وبلاگ خاتم النبيين(ص).:: ::.وبلاگ عشق عاشورا.:: ::.وبلاگ شكوفه ي ياس.:: ::. وبلاگ جنه الزهرا(س) .:: ::.وبلاگ گوهر(در انتظار ظهور آقام).:: ::.السّلام عليك يا ابا عبدالله الحسين(ع).:: ::.سايت خبري قاصدك.:: ::.سايت جشنواره ي الكترونيكي پيامبر اعظم(ص).:: ::.سایت دزنوا-پخش زنده از حرم امام رضا(ع).:: ::.سايت تخصصي حضرت امام حسين و حضرت علي اصغر عليهما السلام.:: ::.جشنواره ي وبلاگ و مقاله نويسي خورشيد هدايت.:: |
::. سفارش و وصيّت هاي پيامبر اعظم(ص) .::
وصيّت پيامبر اعظم (ص) درباره ي عترت:
از همان كتاب به سندش از زيدبن ارقم روايت كرده كه گفت : رسول خدا براي ما سخنراني كرده خطبه خواند و پس از حمد و ثناي الهي فرمود : اي بندگان خدا شما را به تقواي الهي وصيت و سفارش مي كنم آن خدايي كه بندگان از او بي نياز نيستند زيرا كسي كه به تقوا ميل و رغبت داشت در دنيا زهد ورزد و بدانيد كه مرگ پايان راه جهانيان و بازگشتگاه باقيماندگان خواهد بود مرگ اساس هر خوشي و لذتي را در هم ريزد ، هر نعمتي را نابود مي كند و هر شادماني و سروري را در هم ريزد . دنيا خانه ي نابود شدني است و دنياييان بايد از آن كوچ كنند دنيا در ظاهر شيرين و سرسبز است و براي خواهانش خود را آراسته خدايتان رحمت كند از دنيا كوچ كنيد به همراه بهترين توشه اي كه با خود داريد و از دنيا بيشتر از آنچه شما را به آخرت برساند نجوييد و ندوزيد چشمان خود را به آنچه خوشگذرانان از آن بهره گيرند . اي گروه مردم شما را درباره ي عترت و خاندان خود به رفتار خير و نيكي سفارش مي كنم زيرا آنان به حق هستند و حق با آنها است آنهايند امامان راه يافته پس از من و امينانند معصوم . وصيّت پيامبر اعظم (ص) درباره ي تقوا و ...:
وصيّت پيامبر اعظم (ص) درباره ي تقوا و گذشت:
در همان كتاب روايت كرده كه مردي از اهل يمن نزد رسول خدا (ص) بود و خواست نزد خاندانش باز گردد به آن حضرت عرض كرد : مرا وصيتي فرما حضرت بدو فرمود : تو را وصيت مي كنم كه چيزي را شريك خدا نگيري ، پدر و مادرت را نافرماني نكني ، مردم را دشنام ندهي . وصيّت پيامبر اعظم (ص) درباره ي صله ي رحم:
در كتاب كنزالعمال از ام انس روايت كرده كه گويد : به رسول خدا (ص) عرض كردم : مرا فريضه ها ( عبادت هاي واجب ) محافظت كن كه برتري جهادها است ، و بسيار ياد خدا كن كه به راستي تو در فرداي قيامت چيزي به پيشگاه خداي عزوجل نخواهي برد كه نزد او محبوب تر از بسيار ياد كردن او باشد . در همان كتاب از علي (ع) روايت كرده كه مردي نزد رسول خدا (ص) آمده عرض كرد : اي رسول خدا مرا وصيتي فرما وصيتي كوتاه ! حضرت فرمود : بار و بنه ات را آماده و توشه ات را روبراه كن و خود وصي خويشتن باش ، زيرا چيزي جاي خدا را نمي گيرد و در گفتار خدا تخلفي نيست . و نيز از او روايت كرده كه گويد : رسول خدا (ص) مرا وصيت فرموده : خدا را عبادت كن بدان گونه كه گويا او را مي بيني و خود را در زمره ي مردگان به شمار آور ، و اگر مي خواهي تو را بياگاهانم به چيزي كه بيش از همه ي اين ها اخيتار تو را در دست دارد ؟ گويد : در اين جا حضرت با دست مبارك خود اشاره به زبانش كرد . از ابي سعيد روايت كرده كه گويد : مردي به نزد رسول خدا (ص) آمده عرض كرد : اي رسول خدا مرا سفارش فرما حضرت فرمود : بر تو باد به تقواي الهي كه آن جامع همه ي خوبي ها است و بر تو باد به جهاد در راه خدا كه آن رهبانيت و ديرنشيني مسلمانان است و بر تو باد به ذكر خدا و تلاوت كتاب خدا ( قرآن ) كه به راستي آن نور و روشنايي تو در روي زمين و يادي است از تو در آسمان و زبانت را در بند كن جز از بيان سخن نيك كه به اين ترتيب بر شيطان پيروز خواهي شد . پي نوشت : برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 19:59 توسط محمد صالحی
|
::. زندگي در عصر انفجار اطلاعات غرب و شناخت پيامبر اعظم(ص)"قسمت دوم" .::
اشاره:
در طول يك هزار سال گذشته بعد از آغاز جنگهاي صليبي عليه اسلام، مطالعات اسلامشناسان غربي با انگيزه و روحية صليبي و اسلامستيزي حاكم بر جوامع غربي صورت گرفته است. اين روحيه سبب سردرگمي آنان در بررسي زندگاني پيامبر اعظم(ص) و منابع اسلام شده است. در قسمت نخست اين مقاله، با استفاده از منابع لاتين كه اسلامشناسان غربي دربارة اسلام و زندگاني پيامبر(ص) تأليف نمودهاند اهداف سياسي و فرهنگي آنها براي توهين به ساحت مقدس پيامبر اعظم(ص) مورد نقد و بررسي قرار گرفت. در اين قسمت پاياني آن را تقديم خوانندگان گرامي ميكنيم/
شبهات عليه جهاد در اسلام: برخي از اسلامشناسان مسيحي در كتب خود بر اين نكته تأكيد ميكنند كه اسلام، دين شمشير و زور است و جهاد اسلامي، براي تحميل عقيده و سلب آزادي از پيروان مذاهب ديگر تشريع شده است.
اسقف دانكن بلاك مك دونالد، ميسيونر برجستة آمريكايي در كتاب خود، سيماي اسلام مينويسد: «وظيفة ديني هر فرد مسلماني است كه اسلام را با شمشير و زور، انتشار و گسترش دهد.»(۱) اسقف مونتگمري وات ميسيونر معروف انگليسي نيز اظهار ميدارد كه: «جهاد در اسلام براي ارضاي شهوت جنگطلبي قوم عرب جاهلي تجويز گرديده است».(۲) مورّخ معروف «ويل دورانت» نيز اسلام را دين شمشير ميداند.(۳) كسي كه با سيرة پيامبر اعظم(ص) و فتوحات مسلمانان و منابع اوّلية اسلام آشنايي درستي داشته باشد، به خوبي ميداند كه اينگونه اظهارات، جز به منظور تضعيف روحية ملّتهاي اسلامي و كمرنگ جلوه دادن فداكاري و ظلمستيزي آنان، و جلوگيري از پيشرفت و نفوذ اسلام در جهان پديد نيامده است. در طول تاريخ، اقوام و ملل وحشي و زمامداران خودسر جهان به منظور كشورگشايي، استعمار و غارت سرمايههاي ملّي، افزودن بر نيروهاي انساني و احياناً اشباع عطش خونريزي و عاطفة غرورآميز ملي و مذهبي خود، دست به جنگ و خونريزي ميزدند و پس از خاتمة جنگ، عقايد و افكار خود را بر ملل مغلوب تحميل ميكردند؛ امّا برخلاف آنها سپاهيان اسلام تنها براي رفع ظلم و تحقّق بخشيدن به عدالت اجتماعي و سربلندي كلمة حق جنگيدند و هنگامي كه آثار ستم و عدوان از بين رفت و محيط از لوث تعدّي و تجاوز پاك شد، پيرو هر آييني ميتوانست در ساية حكومت اسلامي، از آزادي مذهبي برخوردار باشد. سران كشورهاي اروپايي در آغاز قرن بيستم براي اشباع عطش خونريزي و عاطفة غرورآميز ملّي خود در سال 1914 جنگ جهاني اوّل را به راه انداختند كه چهار سال به طول انجاميد و در اين جنگ، 10 ميليون نفر كشته و بيش از دو برابر آن مجروح شدند. فاتحان اين جنگ جهاني پس از پايان جنگ خواستههاي خود را بر ملل مغلوب تحميل كردند كه اين خود به شعلهور شدن جنگ جهاني دوم در سال 1939 انجاميد و در اين جنگ شش ساله نيز 55 ميليون نفر كشته و بيش از سه برابر آن مجروح گرديدند.(۴) جنگ جهاني دوم با بمباران هستهاي شهرهاي هيروشيما و ناكازاكي ژاپن توسط آمريكا پايان يافت. پس از پايان اين جنگ، فاتحان در سال 1945 «سازمان ملل» را به وجود آورده، در شوراي امنيت اين سازمان براي خود حقّ وتو قائل شدند كه اين امر بيشباهت به قانون جنگل نيست. در اواخر جنگ جهاني دوم، شوروي سابق با اشغال نظامي كشورهاي اروپاي شرقي عقايد و افكار كمونيستي را بر اين ملّتها تحميل كرد و آنها تا فروپاشي شوروي سابق تحت سلطة نظام كمونيستي قرار داشتند. ايالات متحدة آمريكا و انگلستان بعد از پايان جنگ جهاني دوم، با انعقاد «پيمان نظامي ناتو» در ميان كشورهاي اروپاي غربي در مدت شصت سال گذشته، حكومتهاي استبدادي را در كشورهاي مختلف جهان به قدرت نشاندند. در اين دوران كه از آن به عنوان «استعمار نوين» نام برده ميشود، كشورهاي استعمارگر غربي كه عضو پيمان نظامي ناتو هستند، علاوه بر مداخلة نظامي، ايجاد بحران هويت فرهنگي در كشورهاي جهان سوم و در حال توسعه را دنبال ميكنند. سازمانهاي بينالمللي كه توسط سازمان ملل به وجود آمدهاند، تنها منافع كشورهاي داراي حقّ وتو و برخي از كشورهاي توسعه يافتة غربي را تأمين ميكنند. در جهان معاصر هيچ مرجعي وجود ندارد كه به تخلّفات كشورهاي داراي حقّ وتو و توسعه يافته رسيدگي كند. اين كشورها به نام ايجاد اصلاحات در كشورهاي جهان سوم و در حال توسعه، بحران هويت فرهنگي را پديد ميآورند، ولي خود آنها به هيچ عنوان حاضر نيستند در ساختار سازمان ملل كه شصت سال پيش بر مبناي خواستهها و منافع كشورهاي فاتح جنگ جهاني دوم تأسيس شده كمترين اصلاحاتي ايجاد شود. بعد از فروپاشي شوروي، دولت ايالات متحدة آمريكا سياست يكجانبهگرايي خود را براي تسخير كشورهاي اسلامي در جهت تأمين منافع سياسي، اقتصادي و فرهنگي خويش دنبال ميكند. در اين راستا كشورهاي اسلامي افغانستان و عراق توسط آنها اشغال نظامي شدند و آمريكا و اعضاي پيمان ناتو در اكثر كشورهاي اسلامي پايگاه نظامي ايجاد نمودهاند. نمونة مداخلة آشكار آنها براي تضعيف كشورهاي اسلامي، كوشش آنها براي محروم كردن جمهوري اسلامي ايران از استفادة صلحآميز از فناوري هستهاي است. استراتژي جديد غرب عليه اسلام : چنانكه پيشتر ياد شد، بعد از جنگ جهاني دوم، برخي از اسلامشناسان اروپايي و آمريكايي لحن توهينآميز عليه پيامبر اعظم(ص) و قرآن مجيد را تعديل نمودند، ليكن به عنوان تحقيقات جديد در چندين كتاب خود اين مطالب را ترويج كردند كه كتابهايي را كه دانشمندان و علماي اسلام دربارة حديث، سيره و تاريخ در قرون اوّل اسلام تأليف نمودهاند بياعتبار و فاقد ارزش علمي هستند و حتّي دربارة بياعتبار بودن قرآن كريم كتاب نگاشتند.
بيشتر كتابهايي كه آنها در اين دوران تأليف نمودهاند در اذهان عمومي اين شبهه را القا ميكند كه اسلام ديني عقبافتاده است و با دموكراسي، مدرنيسم، پيشرفت علوم و حقوق زن مخالف است.(۵) آنها سپس خواستار ايجاد اصلاحات اجتماعي و فرهنگي در مباني ديني اسلام شدند، تا از اين راه كشورهاي غربي همچنان سلطة خود را در كشورهاي اسلامي تداوم بخشند. پس از حادثة 11 سپتامبر 2001، پرفسور برنارد لوئيس ـ اسلامشناس برجستة آمريكايي ـ در سال 2002 كتابي را با عنوان اشكال كار كجا بود؟ تأليف كرد و در آن خواستار تجديد نظر در روشهاي مطالعات اسلامي در آمريكا گرديد. نويسنده اذعان ميدارد اصلاحاتي كه از سوي حكّام وابسته به آمريكا در كشورهاي اسلامي بعد از جنگ جهاني دوم عملي گرديد ساختارهاي نظامي، سياسي و اقتصادي را در بر ميگرفته است و مكاتب فكري غرب، مانند سوسياليسم، ناسيوناليسم، ليبراليسم و پلوراليسم از لحاظ نفوذ در جوامع اسلامي با شكست كامل روبهرو شدهاند. وي اعلام ميكند مسلمانان فقط با اصلاحات تفكر ديني و اعتقادي ميتوانند پيشرفت نمايند.(۶) اينگونه اظهارنظرها از جانب برجستهترين اسلامشناس آمريكايي، سردرگمي و به بنبست رسيدن مطالعات اسلامي در آمريكا و اروپا را آشكار ميسازد. اخيراً در مراكز علمي آمريكا و اروپا اين مباحث به شدّت دنبال ميشود كه مطالعات اسلامي توسط دانشگاههاي آمريكا و اروپا نتوانسته تحولات جهان اسلام را پيشبيني نمايد و جهان غرب در برخورد با مسلمانان هميشه غافلگير شده است. پيروزي انقلاب اسلامي در ايران ضربة سختي بر شبكة گستردة مطالعات اسلامي در آمريكا وارد كرد، زيرا با روي كار آمدن نظام جمهوري اسلامي ايران، با رأي مستقيم مردم، دولت آمريكا بزرگترين پايگاه خود را در جهان اسلام از دست داد و متحمّل خسارتهاي عظيم سياسي و اقتصادي گرديد. پيروزي انقلاب اسلامي ايران سرآغاز بيداري جهان اسلام و بياعتبار شدن تجزيه و تحليلهاي مراكز مطالعات اسلامي در بين دولتمردان آمريكايي شد؛ چون تمامي محاسبات و سياستهاي دولت آمريكا دربارة جهان اسلام بر تجزيه و تحليل مراكز مطالعات اسلامي اين كشور استوار بود. انقلاب اسلامي ايران اين حقيقت را ثابت كرد كه اسلام، قدرتمند، پويا و زنده است و ميتواند در برابر اقدامات سودجويانه و سلطهطلبانة امپرياليسم غرب در جهان اسلام بايستد.(۷) علاوه بر مراكز مطالعات اسلام در دانشگاهها و مراكز علمي آمريكا و اروپا، حوزههاي ديني مسيحيت (Seminaries) در اين كشورها بخشهاي مطالعات اسلامي را به وجود آوردهاند. كه هدف آنها «مباحث بين اديان» است. چنانكه ياد شد، اين حوزههاي ديني مسيحيت، كتابهاي فراواني را عليه اسلام تأليف نمودهاند كه در آنها آشكارا به قرآن كريم و پيامبر اعظم(ص) توهين شده است. كشيشان معروف بنيادگرايان مسيحي در آمريكا كه خود را «مبلّغان انجيل» (Evangelist) مينامند، هم، آشكارا عليه پيامبر اعظم(ص) مطالب توهينآميز را مطرح ميكنند. سخنرانيهاي توهينآميز عليه پيامبر اعظم(ص) توسط كشيشان معروف آمريكايي، مانند «جري فالول» (Jery Falwell) «پت رابرتسون» (Pat Robertson) و «فرانك لين گراهام» (Franklin Graham) در سالهاي اخير بازتاب جهاني داشته است.(۸) *ادامه ي اين موضوعات را در ادامه ي مطلب بخوانيد.* ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 19:30 توسط محمد صالحی
|
::. زندگي در عصر انفجار اطلاعات غرب و شناخت پيامبر اعظم(ص)"قسمت اوّل" .::
اشاره: در طول يك هزار سال گذشته بعد از آغاز جنگهاي صليبي عليه اسلام، مطالعات اسلامشناسان غربي با انگيزه و روحية صليبي و اسلامستيزي حاكم بر جوامع غربي صورت گرفته است. اين روحيه سبب سردرگمي آنان در بررسي زندگاني پيامبر اعظم(ص) و منابع اسلام شده است. در اين مقاله با استفاده از منابع لاتين كه اسلامشناسان غربي دربارة اسلام و زندگاني پيامبر(ص) تأليف نمودهاند اهداف سياسي و فرهنگي آنها براي توهين به ساحت مقدس پيامبر اعظم(ص) مورد نقد و بررسي قرار گرفته است. آغاز ايجاد شبهات عليه اسلام : موفقيت چشمگير و تأثير شگفتآور اسلام بر اذهان انسانها و پيشرفت سريع در قارة اروپا باعث شد كه دانشمندان اروپايي كه اكثراً كشيش بودند، براي تحريف آموزههاي اسلام و جلوگيري از نفوذ آن در بين مسيحيان اروپا از آغاز ظهور اسلام، اين اتهام را وارد سازند كه اسلام دين شمشير بوده، به وسيلة شمشير و در پناه آن گسترش يافته است. بدينسان كليسا با ايجاد تنفّر شديد عليه اسلام و مسلمانان و به بهانة اشغال سرزمين فلسطين، هشت جنگ طولاني به نام جنگهاي صليبي (crusades) را در سالهاي (1096ـ1291م) بين لشكرهاي مهاجم مسيحي از اروپا و مسلمانان در خاورميانه به راه انداخت. آغاز تهاجم نظامي و فرهنگي عليه مسلمانان: با ظهور اسلام در خاورميانه، مسيحيت در اين منطقه به يك اقليت محدود تبديل شد و هشت جنگ صليبي از جانب اروپاي مسيحي در مدت دو قرن براي تسخير مناطق مسلماننشين خاورميانه به شكست انجاميد و در سال 1187 بيتالمقدّس و فلسطين توسط «صلاحالدين ايوبي» از اشغال صليبيون اروپايي آزاد گرديد. در سال 1453 تركان عثماني شهر قسطنطنيه، مركز كليساي روم شرقي، و مسيحيت ارتدوكس را فتح نمودند و مناطق وسيعي در اروپاي شرقي در قلمرو تركان عثماني قرار گرفت.
با آغاز تجديد حيات علمي و ادبي (رنسانس)(۲) در اروپا كه به كنار گذاشتن كليسا از مراكز قدرت و سكولار نمودن جوامع اروپايي انجاميد، مطالعات دربارة اسلام با محوريت مطالعه پيرامون زندگاني پيامبر اكرم(ص)، بر مبناي اصول سكولار حاكم بر مطالعات خاورشناسي در اروپا انجام گرفت. در آن برهه، بريتانيا و فرانسه بسياري از مناطق جهان اسلام را با قدرت نظامي اشغال كرده و مستعمرة خود قرار داده بودند؛ مناطقي كه از نظر وسعت و جمعيت، چند برابر سرزمين و جمعيت اين دو كشور استعمارگر اروپا بود. در سال 1795 در پاريس «دانشكدة زبانهاي شرقي»(۳) به رياست «سيلوستر دي ساسي» (silvester de sacy) تأسيس گرديد. پيشتر «كمپاني هند شرقي» بريتانيا براي اشغال شبه قارة هند و خارج كردن آن از دست مسلمانان «جامعة آسيايي بنگال»(۴) را در سال 1784 تأسيس كرده بود و مديريت آن را اسلامشناس معروف انگليسي «سر ويليام جونس» (sir William Jones) بر عهده داشت. «ارنست رينان» (Earnest Renan) و «ادوارد ويليام لين» (Edward Willieam Lane) از شرقشناسان برجستة انگلستان، شرقشناسي و مطالعه دربارة اسلام را در راستاي برآورده نمودن خواستههاي قدرت استعمارگر بريتانيا دنبال كردند و به گفتة نويسندة معروف ادبيات انگليسي از آمريكا ـ پروفسور ادوارد سعيد ـ شرقشناسي يعني شناختن جوامع شرقي براي زير نفوذ قرار دادن و سپس اشغال كردن اين جوامع(۵). در سال 1830 زماني كه كشور اسلامي الجزاير در شمال آفريقا به دست امپراتور فرانسه ـ ناپلئون ـ اشغال شد، تعداد زيادي از اسلامشناسان فرانسوي وي را در اين عمليات نظامي به عنوان مشاور همراهي ميكردند.
تعصب عميق ميسيونرهاي مسيحي عليه پيامبر اعظم(ص) : پس از آغاز جنبش رنسانس در اروپا، اين جوامع با مبارزة علني عليه نفوذ سياسي و اجتماعي كليسا، كاملاً سكولار شده بودند، ليكن مطالعات دربارة اسلام به ويژه دربارة پيامبر اعظم(ص) بيشتر توسط ميسيونرهاي مسيحي كه تعصّب عميقي عليه اسلام و پيامبر اعظم(ص) داشتند، انجام ميگرفت. آنها براي تحريف تعاليم اسلام و زندگاني پيامبر اعظم(ص) نهايت تلاش خود را به كار ميگرفتند. از جمله ميسيونرهاي معروف مسيحي ميتوان از :«لويي ماسينيون»، «دانكن بلاك مك دونالد»، «اسقف مونتگمري وات»، «اسنوك هاروگرونج»، «ساموئل زوئه مر»، «هانري لامسن»، «م.ا.پالاسيوس»، «سي. دي. فوكو»، «اسقف كينت كراگ» و «اسقف سر ويليام موير» نام برد.
دانكن بلاك مك دونالد (م 1943)، ميسيونر مسيحي متولد اسكاتلند ـ كه زندگي خود را در آمريكا گذراند ـ در كتاب خود، سيماي اسلام اظهار ميدارد: اسلام با هجوم و نفوذ تمدن غرب به زودي متلاشي خواهد شد و ميسيونرهاي مسيحي وظيفه دارند كه مسلمانان جهان را مسيحي نمايند.(۶) در همين كتاب، وي به ميسيونرهاي مسيحي توصيه مينمايد كه «به اسلام و محمد(ص) مستقيماً حمله نكنيد، فقط بگذاريد كه ايدههاي جديد، اساس اسلام را نابود كنند.»(۷) يكي ديگر از ميسيونرهاي معروف اسكاتلندي اسقف مونتگمري وات، استاد برجستة اسلامشناسي در دانشگاه ادينبورگ است كه در كتاب خود، محمد(ص) در مدينه مينويسد: ظاهر ميشود كه محمد(ص) كوشش نموده اسلام را در قالب دين يهود به وجود آورد.(۸) وات اصرار ميكند كه «اگر يهوديان با محمد(ص) كنار ميآمدند اسلام فقط به عنوان يكي از فرقههاي يهود ظاهر ميگرديد.»(۹) در حقيقت اسلامشناسان ميسيونر مسيحي فقط يك هدف را تعقيب ميكنند و آن اينكه نبوت پيامبر اعظم(ص) و قرآن مجيد را به عنوان وحي الهي تكذيب نمايند.(۱۰) چنانكه ياد شد، ميسيونرهاي مسيحي مطالعات دربارة اسلام را براي شناخت اين دين انجام نميدهند و مقصد آنان تنها بياعتبار كردن اسلام است. اسلامشناسي در چهار قرن گذشته در كشورهاي اروپايي با هدف سلطة نظامي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي بر جهان اسلام انجام شده است و اسلامشناسان يهودي و مسيحي اروپايي با پژوهشهاي خود كوشيدهاند تا سلطة استعمارگران اروپايي بر جهان اسلام را مشروعيت بخشند.(۱۱) از اين رو اسلامشناسان در اروپا و آمريكا را ميتوان «فرزندان قدرتهاي امپرياليستي اروپا» دانست كه براي تأمين منافع امپرياليسم، دوست يكدل و همزبان قدرتمندان و استعمارگران اروپايي بودند. با گسترش مطالعات اسلام، استعمارگران بهتر ميتوانستند نقاط قوّت و ضعف مسلمانان را شناسايي كرده، سلطة خود را بر آنها استحكام بخشند. در واقع، هدف اسلامشناسي در جهان غرب، هموار كردن هر چه بيشتر زمينة استعمار كشورهاي اسلامي و مسلمانان بوده است. از آغاز، مطالعات آكادميك دربارة اسلام در اروپا بر اين قاعدة كلي كه «دشمن خود را بشناس» استوار بوده است و در اين مأموريت، خاورشناسان سكولار و ميسيونرهاي مسيحي به سان دو لبة يك شمشير، با هم كاملاً ارتباط داشتهاند. از همان زمان از سوي دولت استعماري بريتانيا چندين مؤسسة تبشيري براي ترويج مسيحيت در مناطق اشغال شده، مخصوصاً جوامع اسلامي تأسيس گرديده است و ميسيونرهاي مسيحي آشكارا به حركتهاي توسعهطلبانة اروپا ملحق گرديدهاند.(۱۲) سر ويليام موير، ميسيونر معروف انگليسي، كه چندين كتاب عليه اسلام تأليف كرده، نمونهاي زنده از اين قشر است. تمامي تأليفات موير دربارة اسلام، تحريف آشكار و آكنده از تهمتهاي ناروا عليه اسلام، قرآن مجيد و پيامبر اعظم(ص) است. موير در سال 1858 كتابي دربارة زندگاني پيامبر اعظم(ص)(۱۳) در چهار جلد تأليف نمود كه در آن تهمتهايي ناروا عليه پيامبر اعظم(ص) وارد شده است. *ادامه ي اين موضوعات را در ادامه ي مطلب بخوانيد.* ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 19:23 توسط محمد صالحی
|
::.پیامبر (ص) از نگاه اندیشمندان غیر مسلمان.::
پیامبر (ص) از نگاه اندیشمندان غیر مسلمان: اشاره: در این مقاله از پنجره نگاه اندیشمندان غیر مسلمان نظری میافکنیم به گستره پاک و بینهایت گلستان محمّدی، باشد که شمیم دلنواز آن یار و دردانه روزگار، ما را سرمست حضور مبارک خویش سازد و خوشه چین دشت گلهای محمدی باشیم. گوته: گوته، شاعر پرآوازه آلمانی پس از آشنایی با دین اسلام و پیام آور این آیین یگانه، قطعه شعری با عنوان «نغمه محمد» درباره پیامبر اعظم (ص) سرود. این قطعه شعر از زبان نزدیکترین خویشان پیامبر؛ یعنی حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه3 علیها السلام گفته میشود. گوته در شعرش همه مراحل و مقاطع دعوت رسول اکرم(ص) و راهنماییاش در میان مردم را به زبان توصیف و تشبیه و نماد میآورد. شعر گوته با محوریت معرفی شخصیت والای پیامبر از زبان دو دردانة تاریخ اسلام و تشیع روایت میشود. اما همان طور که این مسئله را با خوانندهاش در میان میگذارد، مسیر تاریخی پیامبر و همچنین گسترش مرزهای اسلام در جهان را نیز به عنوان بخش تاریخی متن، مورد تأکید و توجه قرار میدهد. پایان شعر با اعتقاد و ایمان این شاعر آلمانی به معاد و جهان ازلی و همچنین یقین وی بر پیروزی رسالت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله همراه است. شاید شیفتگی و علاقه شاعر به زندگی و مذهب پیامبر است که فردی اروپایی و غربی را با آن همه تهاجم فلسفههای متضاد و مختلف در پیرامون خود، به مفاهیم معنوی و والای اسلام علاقهمند میسازد. اینک قسمتی از شعر "نغمه محمد" را میآوریم: «بنگر بدان چشمه همان که از کوهساران میجوشد چه با طراوت و شاد و میتراود به سان چشمان ستارگان آنگاه که میدرخشند و با ورودی پیشوا گونه و راهبر همه چشمهها را که برادر اویند با خویش همراه میسازد و در آن پایین اعماق درّه در مقدم این رود، گلها میرویند و سبزهها از نفسش حیات مییابند...».[1] برنارد شاو: جرج برنارد شاو، نویسنده معروف ایرلندی درباره پیامبر اکرم (ص) میگوید: « او را باید منجی بشریت خواند. من اعتقاد دارم که اگر مردی مثل او حاکمی در عصر جدید میشد، برای حل مشکلاتش از صلح و دوستی استفاده میکرد. او عالیترین مردی بود که روی زمین پا گذاشته است. او به دین دعوت کرد. یک تمدن را پایه گذاری کرد. ملتی را بنا نهاد. اخلاق را نهادینه کرد. اجتماعی زنده و قدرتمند ایجاد کرد تا آموزشهای او را به صحنة عمل آورند و دنیای تفکر و رفتار انسانی را برای همیشه و به طور کامل منقلب کرد. نام او «محمد» است. در سال 570 بعد از میلاد، در عربستان چشم به جهان گشود. رسالت خود برای دعوت به دین راستین (اسلام) را در سال چهلم عمر خود آغاز کرد و در شصت و سومین سال عمرش با جهان وداع گفت. در مدت کوتاه 23 سال از پیامبریاش به پرستش خدای یگانه رهنمون شد. وی مردم را از جنگ و نزاعهای قبیلهای رهانید و به اتحاد و همبستگی ملی رسانید. او در این مدت، مردم را از هرزگی و مستی به اعتدال و پرهیزکاری، از بی قانونی به زندگی نظاممند، و از تباهی به بالاترین معیارهای تعالی اخلاقی هدایت کرد. تاریخ بشری چنین دگرگونی کامل را از جانب یک شخص یا در مکان دیگر قبل از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله یا پس از او نشناخته است. تصور همه این عجایب باور نکردنی در طی این دو دهه نخست است».[2] گاندی: ماهاتما گاندی رهبر فقید هند در کتاب «هند جدید» در مورد شخصیت محمد(ص) میگوید: «جالب است بدانید که بهترین کسی که امروزه بدون هیچ چون و چرایی، در قلب میلیونها انسان جا گرفته، «محمد» است. از اینجا من متقاعد شدهام که این شمشیر نبود که در آن روزها مردم زیادی را تسلیم اسلام کرد. «محمد» سخت ساده زیست بود. مثل دیگر پیامبران متقی بود. به شدت امانتدار بود. از خودگذشتگی شدید نسبت به دوستان و پیروان، جسارت، بیباکی و توکل مطلق به خدا در رسالت شخصی، از ویژگیهای محمد(ص) بود. قبل از این ویژگیها او به هیچ وجه از شمشیر برای برداشتن سدهای جلوی راه خود استفاده نمیکرد».[3] *ادامه ي اين نوشته را در ادامه ي مطلب بخوانيد.* ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 20:4 توسط محمد صالحی
|
::.نگاهی به «زندگينامه پيامبر اسلام»؛ پرفروشترين كتاب آمريكا .::
نگاهی به «زندگينامه پيامبر اسلام»؛ پرفروشترين كتاب آمريكاكتاب«زندگينامه پيامبر اسلام» نوشته آرمسترانگ پرفروشترين كتاب سالی آمريكا پس از حادثه 11 سپتامبر است. كتاب «زندگينامه پيامبر اسلام» در ده فصل نوشته شده است كه به ترتيب عبارتند از:محمد، دشمن محمد، انسان الهی، جاهليت، وحی، بشارت دهنده، آيات شيطانی، هجرت: راه جديد، جنگ مقدس، صلح مقدس و وفات پيامبر. در هر فصلی نويسنده كوشيده است با تكيه بر منابعی كه مورد تأييد مسلمانان است، به خصوص قرآن، برههای از زندگانی پر بركت پيامبر را توضيح داده و تيرگيهای آن را رفع كند؛ برای مثال در فصل هشتم: جنگ مقدس در مورد جنگهای پيامبر و جايگاه جنگ در پيشبرد اسلام صحبت ميكند و در فصل نهم: صلح مقدس در مورد فتح مكه و صلحجويی به عنوان خصيصه اصلی دين مبين اسلام سخن ميگويد. او در اين زمينه ميگويد: «لغت «اسلام» به معنی «تسليم بودن در برابر خدا» است كه از ريشه «سلام» به معنی «صلح» گرفته شده است و روش عملی محمد صلياللهعليهوآلهوسلم در پيشبرد اهداف اسلام بيشتر به روش صلحطلبانه گاندی شباهت دارد.»
در پايان كتاب نيز نويسنده نظريات محقق كانادايی «ويلفرد كانتون اسميت» را آورده كه نوشتههايش مايه الهامات بسياری برای نويسنده بوده است و از قول او ميگويد: غرب و دنيای اسلامی نميبايستی به سادگی از وقايع قرن بيستم بگذرد؛ مسلمانان بايستی قبول كنند كه پيشرفتهای علمی و تكنولوژيك غرب، واقعيتی است غير قابل انكار كه در نتيجه تلاش و كوشش آنان به دست آمده است و غريبان نيز بايستی بدانند كه آنها نميتوانند در يك جهان مجزا و طبقهبندی شده به زندگی ادامه دهند. تا زمانی كه تمدن غرب و اصول مسيحيت به اين نتيجه نرسند كه بايستی با سايرين نيز هماهنگ با اصول عقايد آنها برخورد كرد، اين دو (غرب و اسلام) به نتيجه مشترك نخواهند رسيد. و اگر غرب بخواهد در قرن بيست و يك، با ساير مسلمانان كره خاكی همسان عمل كند، ميبايستی عقايد، احساسات و روشهای زندگی آنان را بهتر شناخت و با آنها هماهنگ شود، و بهترين راه برای اين شناخت، آشنايی با شيوه زندگی پيامبر اسلام است. همچنين نويسنده در جای جای كتاب كوشيده است با مطرح كردن شبهات كتاب سلمان رشدی و افسانه قرانيق، آنها را تقبيح و رد كرده، غبار جهل را از اذهان ناآگاه بزدايد و حقايق زندگی پيامبر را بازگو كند. چاپ اول اين كتاب در سال 1383 در شمارگان 2000 نسخه و با قيمت 4000 تومان در اختيار علاقهمندان قرار گرفته است. منبع: خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 19:51 توسط محمد صالحی
|
|
::. پيام وبلاگ .:: ![]() ::.مقام معظّم رهبری(مدظلله العالی): |