تبليغاتX
::.خاتم الأنبیا .::

::. پايگاههاي مذهبی .::

:: عبادت پیامبر اکرم(ص)

بلال حبشی اذان می گفت و مسلمانان را به نماز دعوت می کرد پیامبر را گریان دید گفت:ای رسول خدا چرا چنین گریانید؟شما که مشمول لطف خدا هستید فرمود: "اَفَلا اَکُونُ عَبداً شَکوراً" آیا بنده ای شکرگزار نباشم؟ در شب گذشته آیات تکاندهنده ای نازل شد.سپس آیات آخر سوره ی آل عمران را تلاوت کرد و در پایان فرمود:وای به حال کسی که این آیات را بخواند و در آنها نیندیشد.(تفسیر نمونه)

::. عبادتهای پیامبر اکرم(ص)

عایشه که عبادتهای زیاد پیامبر را مشاهده کرده و می دید که آنقدر روی پای مبارکش می ایستاد و عبادت می کرد که پاهایش ورم می کرد و روزی گفت:آخر چرا این قدر عبادت می کنید؟ شما که خداوند درباره ات فرموده:"لیغفر لک ما تقدم من ذنبک و ما تاخر"(۱) خداوند گناهان گذشته و آینده ات را بخشیده است.پیامبر فرمود: "اَفَلا اَکُونُ عَبداً شَکوراً" آیا بنده ای سپاسگزار نباشم؟(طهارت روح ۸۸)

--------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت: ۱-سوره ی فتح/۲.

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 12:40 توسط محمد صالحی |
:: حلم نبوی

در تاریخ روایت شده که عبد الله بن سلام از یهودیان عصر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بود که اسلام را پذیرفت و رسما در صف مسلمانان قرار گرفت. او دوستى یهودی به نام  «زید بن شعبه» داشت. عبدالله پس از پذیرش اسلام همواره زید را به اسلام دعوت مى کرد و عظمت محتواى اسلام را براى او شرح  مى داد، ولى زید هم چنان بر یهودى بودن خود پافشارى مى کرد و مسلمان نمى شد.

عبدالله مى گوید: روزى به مسجد النبى رفتم. ناگاه دیدم که زید در صف نماز مسلمانان نشسته  و مسلمان شده است. بسیار خرسند شدم. لذا نزدش رفتم و پرسیدم: علت مسلمان شدنت چه بوده است؟ زید گفت: روزی کتاب آسمانى تورات را مى خواندم؛ وقتى به آیاتى که در مورد اوصاف محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بود رسیدم، با ژرف اندیشى آنها را خواندم  و ویژگى هاى او را که در تورات آمده بود، به خاطر سپردم. با خود گفتم بهتر آن است که نزد محمد روم و او رابیازمایم و بنگرم که آیا او داراى آن ویژگى ها که یکى از آنها «حلم و خویشتن دارى» بود هست یا نه؟ چند روز به محضرش رفتم و همه حرکات و رفتار و گفتارش را تحت نظارت دقیق خود قراردادم. همه آن ویژگى ها را در وجود او یافتم، ولی با خود گفتم تنها یک ویژگى مانده است، باید در این مورد نیز به کند و کاو خودادامه دهم. آن ویژگى حلم و خویشتن دارى او بود؛ چرا که درتورات خوانده بودم: "حلم محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بر خشم او غالب است، جاهلان هرچه به او جفا کنند، از او جز حلم و خویشتن دارى نبینند."

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) با حلم و خویشتن داری همه را مجذوب اسلام نمود.

::. حلم نبوی

روزى براى یافتن این نشانه در وجود آن حضرت، روانه مسجد شدم. در مسجد دیدم که عرب بادیه  نشینى سوار بر شتر به آنجا آمد. مرد عرب وقتى که  محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را دید، پیاده شد و گفت: من از میان یکی از قبیله ها به اینجا آمده ام، خشکسالى و قحطى باعث شده که همه گرفتار فقر و تنگدستی شده ایم. مردم آن قبیله مسلمان هستند و امید آن رادارند که به آنها احسان کنى." در این هنگام محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) از على (علیه السلام) پرسید که آیا از وجوه قبلی چیزى نزد او باقی مانده است یا نه؟ على (علیه السلام) گفت: "نه". پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) حیران و غمگین شد. من همان لحظه به محضرش رفتم و عرض کردم: اى رسول خدا! اگر بخواهى با تو خرید و فروش سلف کنم؛ اکنون این مبلغ را به تو مى دهم تا هنگام فصل محصول، همین مقدارخرما به من بدهى. آن حضرت پیشنهاد مرا پذیرفت و معامله را انجام داد و پول را از من گرفت و به آن عرب بادیه نشین داد.

 من هم چنان در انتظار بودم تا این که هفت روز به فصل چیدن خرما مانده بود. در این ایام، روزى به صحرا رفتم. در آنجا محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) را دیدم که درسایه درختى نشسته و هر کدام از یارانش در گوشه اى نشسته اند. من  گستاخانه نزد آن حضرت رفتم، گریبانش را گرفتم و  او را خطاب قرار دادم و گفتم:" من شما را خوب مى شناسم که مال مردم را مى گیرید و در بازگرداندن آن کوتاهى و سستى مى کنید. آیا مى دانى  که چند روزى به آخر مهلت  بیشتر باقی نمانده است؟"

من با کمال  بى پروایى این گونه جاهلانه با آن حضرت رفتار کردم (با این که چند روزى به آخر مهلت باقى مانده بود) ناگاه از پشت  سر آن  حضرت، صداى خشنى شنیدم؛ عمر بن خطاب را دیدم که شمشیرش را از نیام برکشیده است. او به من رو کرد و با بکار بردن کلامی ناشایست، گفت: دور باش. در این هنگام، عمر خواست  با شمشیر به من حمله کند،

وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ  و همانا تو اخلاق عظیم و برجسته اى دارى

اما محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) از او جلوگیرى کرد و فرمود: «نیازى به این گونه پرخاشگرى نیست، باید او (زید) را به حلم  و حوصله سفارش کرد». آن گاه به عمر فرمود تا مقدار معینی از خرمائی خاص را به من بدهد. عمر مرا همراه خود برد و حق مرا داد؛ به علاوه بیست پیمانه دیگر اضافه بر حقم به من خرما داد. گفتم: این زیادى چیست؟ گفت: چه کنم حلم محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) موجب آن شده است، چون تو از نهیب و فریاد خشن من آزرده شدى، او به من دستور داد این مقدار بیشتر به تو دهم، تا از تو دلجویى شود و خوشنودى تو به دست آید.

هنگامى که آن اخلاق نیک و حلم عظیم محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را دیدم، مجذوب اسلام  و اخلاق زیباى پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) شدم و گواهى به یکتایى خدا، و رسالت  محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) دادم و در صف مسلمانان درآمدم.

در سیره عملى پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، صدها نمونه مشابه از این اخلاق نیک و زیبا وجود دارد که هر کدام، نشانگر قطره اى از اقیانوس عظیم حسن خلق آن حضرت است؛ همان گونه که خداوند با تعبیر "و همانا تو اخلاق عظیم و برجسته اى دارى "(1) به این مطلب  اشاره فرموده است. این شواهد تاریخی از اخلاق نیکو، یکى از راز و رمزهاى مهم پیشرفت اسلام  را که بسیار در گسترش آن نقش داشت، روشن می نماید.

-------------------------------------------------------------------------------------------

منبع: کتاب محجه البیضاء، تألیف: فیض کاشانی

1- "وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ " (سوره قلم، آیه 4)

+ نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 15:49 توسط محمد صالحی |
فقيري در كنار ثروتمند

بسم الله الرحمن الرحيم

حكايت:

يكي از مسلمانان ثروتمند با لباس تميز و فاخر به محضر رسول خدا(ص) آمد و در كنار

حضرت نشست،سپس فقيري ژنده پوش با لباس كهنه وارد شد و در كنار آن مرد ثروتمند قرار

گرفت.مرد ثروتمند يكباره لباس خود را جمع كرد وخويش را به كناري كشيد تا از فقير فاصله

اللهمّ صلّعلي محمّد و آل محمّد وعجّل فرجهمبگيرد.پيامبر خدا(ص) از اين رفتار

متكبرانه سخت ناراحت شد و به او رو

كرد و فرمود:

آيا ترسيدي چيزي از فقر او به تو

سرايت كند؟

مرد ثروتمند گفت:خير! يا رسول الله.

پيامبر گفت:پس چرا از او فاصله

گرفتي وخودت را كنار كشيدي؟

ثروتمند:من همدمي(شيطان يا نفس امّاره)دارم كه فريبم مي دهد و نمي گذارد واقعيت ها را ببينم.

هر كار زشتي زيبا جلوه مي دهد و هر كار زيبايي را زشت نشان مي دهد.اين عمل زشت كه از

من سر زد،يكي از فريبهاي اوست.من اعتراف مي كنم كه اشتباه كردم. اكنون حاضرم براي

اين رفتار ناپسندم نصف سرمايه ي خود را رايگان به اين فقير مسلمان بدهم.

پيامبر (ص) به مرد فقير فرمود:آيا اين بخشش را مي پذيري؟ فقير :نه! يا رسول الله.

ثروتمند:چرا؟ فقير : زيرا مي ترسم من نيز مانند تو متكبر و خود پسند باشم و رفتارم مانند تو

نادرست و دور از عقل و منطق گردد.

:: اميد است كه ما مانند آن مرد ثروتمند در برابر فقير خود پسند و متكّبر نباشيم.::

به اين نيّت صلواتي بفرستيد.

                                                                                    التماس دعا...

                                                                            مديريت وبلاگ خاتم الانبياء

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 13:21 توسط محمد صالحی |

مقدمه
در سخنان رسول خدا و ائمه اطهار علیهم السلام، کلمات اهل بیت، عترت، آل محمد و قربی، آل رسول زیاد به چشم می‌خورد. اکنون باید دید اینان کیستند و چه خصوصیاتی دارند.


اهل بیت همچون کشتی نوح
رسول خدا بارها سخن از اهل بیت و عترت خود به میان آورده و راجع به آنها فضائلی را بیان فرموده است، از آن جمله:

ابوذر می‌گوید روزی پیامبر فرمود:«. . . مَثَل اهل بیت من در میان شما مَثَل کشتی نوح است. هر کس به این کشتی سوار شود، نجات می‌یابد و هر کس نپذیرد، غرق می‌شود.»
و نیز فرمود:«اهل بیت مرا مانند سر بدانید نسبت به بدن، و مانند دو چشم نسبت به سر؛ چون بدن بدون سر راه نجات نمی‌یابد و سر بدون چشم هدایت نمی‌گردد.»

و نیز در حدیث متواتر دیگری آمده است که رسول خدا فرمود:«من در بین شما دو چیز گرانبها و پرارزش باقی می‌گذارم: یکی کتاب خدا، قرآن، که ریسمانی است از آسمان به زمین، و دیگری عترت (اهل بیت) من. آگاه باشید که این دو هرگز از یکدیگر جدا نمی‌گردند تا در روز قیامت بر من در حوض کوثر وارد شوند. ای مردم، به کتاب خدا چنگ بزنید چرا که در آن هدایت و نور است، و شما را در مورد اهل بیتم سفارش می‌کنم.» و این جمله را سه بار تکرار فرمود.


اهل بیت (عترت) پیامبر چه کسانی هستند؟

ابن عباس می‌گوید:
روزی رسول خدا برای ما خطبه‌ای خواند و فرمود:«. . . ای گروه مردم! اهل بیت من اقوام نزدیک من و فرزندانم هستند. آنها گوشت و خون منند. از شما در روز قیامت درباره آنها سؤال می‌شود. بدانید که با آنها چه رفتاری خواهید داشت. هر کس آنها را آزار کند مرا آزار کرده و هر کس به آنها ستم کند به من ستم کرده است. یاری آنها یاری من و عزّت آنها عزّت من است. هر کس «هدایت» را از غیر آنها طلب کند، مرا تکذیب کرده است. از خدا بترسید، که هر کس با آنها دشمنی کند من با او دشمنم و هر کس را که من دشمن او باشم وای بر او!»


آل محمد در تفسیر فخر رازی
فخر رازی یکی از علمای بزرگ اهل تسنّن است که در کتاب تفسیرش می‌گوید:«آل محمد یعنی کسانی که بیشترین تعلّق را به رسول خدا دارند و شکی نیست که علی و فاطمه و حسن و حسین به او از سایرین نزدیک‌ترند. و این امری بسیار معلوم و متواتر است که آنها آل محمدند. اگر کسی بگوید آل محمد بستگان پیامبرند، باز هم آن چهار نفر خواهند بود. و اگر کسی بگوید آل محمد امّت پیامبرند، باز هم آن چهار نفر آل محمد هستند. پس در هر حال، علی و فاطمه و حسن و حسین، آل محمد هستند.»


قربی در تفسیر بیضاوی
و نیز بیضاوی در تفسیر خود این روایت را آورده است که:

رسول خدا این آیه را تلاوت فرمود : « قل لا أسألکم علیه اجراً الا الموده فی القربی » _سوره شوری، آیه 23_ (بگو من هیچ اجری برای رسالتم از شما نمی‌خواهم، مگر محبّت و مودّت نسبت به خاندانم.»
ابن عباس می گوید:« وقتی این آیه نازل شد، به رسول خدا عرض کردم:« منظور از خاندان شما چه کسانی هستند که خداوند دوستی آنها را بر ما واجب کرده است؟»
پیامبر فرمود:« علی و فاطمه و فرزندان آنها »
و این جواب را سه بار تکرار فرمود.


عترت پیامبر
و نیز امام صادق علیه السلام از پدرانش نقل می کند که روزی رسول خدا فرمود:«من از میان شما می‌روم و دو چیز ارزشمند در بین شما باقی می‌گذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیتم.»
در این هنگام جابربن عبدالله انصاری برخاست و پرسید:«یا رسول الله! عترت شما کیانند؟»
رسول خدا فرمود:«علی و حسن و حسین و امامان از فرزندان حسین که نهمین آنها مهدی است که قیام خواهد نمود.»

مراجعه کنید به:
اهل سنت و اهل بیت

منابع:
بحار الانوار، ج 23، باب 7، ص 104 تا 166.
بحار الانوار، ج 23، باب 13، ص 228 تا 253.
بحار الانوار، ج 25، باب 6، ص 212 تا 236.

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 17:18 توسط محمد صالحی |
::. پيام وبلاگ .::

::.مقام معظّم رهبری(مدظلله العالی):
امروز امّت اسلام و ملّت ما بیش از همیشه به پیامبر اعظم(ص) خود نیازمند است.به هدایت او،به بشارت او،به پیام و معنویت او،به رحمتی که او به انسان ها درس داد.

****************
تماس با مدیر وبلاگ:
09117061655