::. پايگاههاي مذهبی .::
::.وبلاگ اختر هشتم(جدید).::
::.پايگاه اطّلاع رساني حكومت جهاني امام مهدي(عج).:: ::.وبلاگ ريحانه ي عشق.:: ::.وبلاگ انتظار حجت(عج).:: ::.وبلاگ طلوع.:: ::.وبلاگ محرم.:: ::.وبلاگ مثل خدا.:: ::.وبلاگ يا مهدي.:: ::.وبلاگ عطر نرگس.:: ::. وبلاگ عصر ظهور.:: ::.وبلاگ حجاب غيبت.:: ::.وبلاگ پیامبر امید.:: ::.وبلاگ آفتاب پنهاني.:: ::.وبلاگ خاتم النبيين(ص).:: ::.وبلاگ عشق عاشورا.:: ::.وبلاگ شكوفه ي ياس.:: ::. وبلاگ جنه الزهرا(س) .:: ::.وبلاگ گوهر(در انتظار ظهور آقام).:: ::.السّلام عليك يا ابا عبدالله الحسين(ع).:: ::.سايت خبري قاصدك.:: ::.سايت جشنواره ي الكترونيكي پيامبر اعظم(ص).:: ::.سایت دزنوا-پخش زنده از حرم امام رضا(ع).:: ::.سايت تخصصي حضرت امام حسين و حضرت علي اصغر عليهما السلام.:: ::.جشنواره ي وبلاگ و مقاله نويسي خورشيد هدايت.:: |
::. "هُبَل" هم شكست .::
" هُبَل هم شكست" به فضل و عنايت خدا تلاش مجاهدانه ي رسول خدا (ص) و يارانش سرانجام به ثمر نشست و در سال هشتم هجري مسلمانان مكّه را فتح كردند.قدرت لشكر اسلام چنان چشمگير و با عظمت بود كه كفّار مكّه راهي جز تسليم نيافتند و شهر مكّه،بدون جنگ و خونريزي به تصرّف قواي اسلام در آمد. وقتي پيامبر(ص) وارد مكّه شد، در خانه ي كعبه و اطراف آن سيصد و شصت بت وجود داشت. به فرمان رسول خدا(ص) مسلمانان همه ي بتها را با صورت بر زمين انداختند و آنها را شكستند.تنها بتي كه هنوز سرنگون نشده بود بتي بود به نام "هبل" كه روي خانه ي خدا قرار داشت.رسول خدا(ص) براي از بين بردن آن چاره اي انديشيد.به علي فرمود:"اي علي! آيا تو روي دوش من سوار مي شوي يا من روي دوش تو سوار شوم و "هبل" را از بالاي كعبه سرنگون كنم؟" علي(ع) متواضعانه عرض كرد:"شما سوار دوش من شويد." پيامبر بر شانه هاي علي قرار گرفت؛امّا از سنگيني آن حضرت،علي تاب نياورد و گفت:"اي رسول خدا من روي دوش شما مي روم." رسول خدا(ص)،از سخن علي(ع) تبسّمي كرد و پايين آمد. اين بار علي روي شانه هاي پيامبر قرار گرفت و "هبل" را از بالاي كعبه بر زمين انداخت."هبل" تكّه تكّه شد و آن بت مشهور هم نابود گشت. امير مؤمنان(ع) از آن لحظات به ياد ماندني كه بر شانه هاي رسول الله قرار داشت چنين مي گويد:"قسم به خدايي كه دانه را شكافت و آدمي را آفريد،در آن هنگام اگر مي خواستم آسمان را با دستم بگيرم مي توانستم." بحار الانوار:ج۳۸،ص ۷۶.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 18:51 توسط محمد صالحی
|
::.بسم الله.::
بسم الله الرحمن الرحيم مردي در حضور پيامبر(ص) مشغول خوردن غذا شد،امّا از گفتن¤بسم الله¤ غفلت ورزيد.وقتي آخرين لقمه ي غذا را به طرف دهان خود برد،به ياد آورد كه ¤بسم الله¤ نگفته است.همان طور كه لقمه ي غذا دستش بود گفت:"بسم الله،هم براي اوّل غذا و هم براي آخر آن."و با اين جمله،اشتباه خود را در ترك ¤بسم الله¤جبران كرد. رسول خدا(ص)،پس از اين كار جالب و عاقلانه ي مرد،لبخندي زد و فرمود:"شيطان،پيوسته با او مي خورد(و شريك غذايش بود) وقتي(بسم الله گفت)و خدا را ياد كرد،شيطان هر چه خورده بود بالا آورد." منبع:ضحك النبي-ص۱۹.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 17:17 توسط محمد صالحی
|
بی دندانها به بهشت نمی روند!
رسول خدا(ص)به پیر زنی که دندانهایش ریخته ودیگر اثری از زیبایی در چهره اش نمانده بود فرمود:بدان که هرگز پیر زنی که دندانهایش ریخته باشد وارد بهشت نخواهد شد. پیر زن از سخن پیامبر(ص)ناراحت و غمگین شد و از غصه شروع به گریه کرد.حضرت فرمود:چرا گریه میکنی؟ پیر زن گریه کنان گفت:زیرا دندانهای من هم ریخته است.ای رسول خدا. پیامبر(ص)تبسمی کرد و فرمود:لا ْْتدخلین الجنهْ علی حالک. تو که با این حال وارد بهشت نخواهی شد. (خداوند زنان بهشتی را جوان و سالم به بهشت خواهد برد.)دل غمگین پیر زن از کلام رسول الله(ص) غرق نور و سرور شد.
شوخی پیامبر(ص)با حضرت علی(ع). روزی پیامبر(ص) با حضرت علی(ع) مشغول خوردن خرما بودند. ناگهان پیامبر(ص) یواشکی خرماهای حضرت علی(ع) را برداشته و خوردند.پیامبر (ص)به حضرت علی (ع) فرمودند: شکمو آنست که تمام خرماها را خورده باشد.حضرت علی(ع)به رسول الله(ص)فرمودند: شکموترآن کس است که خرماها را با هسته هایش خورده باشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 21:18 توسط محمد صالحی
|
|
::. پيام وبلاگ .:: ![]() ::.مقام معظّم رهبری(مدظلله العالی): |