تبليغاتX
::.خاتم الأنبیا .::

::. پايگاههاي مذهبی .::

::. "هُبَل" هم شكست .::

::. نمايي زيبا از مدينه ي منوّره .::

" هُبَل هم شكست"

به فضل و عنايت خدا تلاش مجاهدانه ي رسول خدا (ص) و يارانش سرانجام به ثمر نشست و در سال هشتم هجري مسلمانان مكّه را فتح كردند.قدرت لشكر اسلام چنان چشمگير و با عظمت بود كه كفّار مكّه راهي جز تسليم نيافتند و شهر مكّه،بدون جنگ و خونريزي به تصرّف قواي اسلام در آمد.

وقتي پيامبر(ص) وارد مكّه شد، در خانه ي كعبه و اطراف آن سيصد و شصت بت وجود داشت. به فرمان رسول خدا(ص) مسلمانان همه ي بتها را با صورت بر زمين انداختند و آنها را شكستند.تنها بتي كه هنوز سرنگون نشده بود بتي بود به نام "هبل" كه روي خانه ي خدا قرار داشت.رسول خدا(ص) براي از بين بردن آن چاره اي انديشيد.به علي فرمود:"اي علي! آيا تو روي دوش من سوار مي شوي يا من روي دوش تو سوار شوم و "هبل" را از بالاي كعبه سرنگون كنم؟"

علي(ع) متواضعانه عرض كرد:"شما سوار دوش من شويد." پيامبر بر شانه هاي علي قرار گرفت؛امّا از سنگيني آن حضرت،علي تاب نياورد و گفت:"اي رسول خدا من روي دوش شما مي روم."

رسول خدا(ص)،از سخن علي(ع) تبسّمي كرد و پايين آمد. اين بار علي روي شانه هاي پيامبر قرار گرفت و "هبل" را از بالاي كعبه بر زمين انداخت."هبل" تكّه تكّه شد و آن بت مشهور هم نابود گشت. امير مؤمنان(ع) از آن لحظات به ياد ماندني كه بر شانه هاي رسول الله قرار داشت چنين مي گويد:"قسم به خدايي كه دانه را شكافت و آدمي را آفريد،در آن هنگام اگر مي خواستم آسمان را با دستم بگيرم مي توانستم."

                                               بحار الانوار:ج۳۸،ص ۷۶.

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 18:51 توسط محمد صالحی |
::.بسم الله.::

بسم الله الرحمن الرحيم

مردي در حضور پيامبر(ص) مشغول خوردن غذا شد‍،امّا از گفتن¤بسم الله¤ غفلت ورزيد.وقتي آخرين

لقمه ي غذا را به طرف دهان خود برد،به ياد آورد كه ¤بسم الله¤ نگفته است.همان طور كه لقمه ي غذا

دستش بود گفت:"بسم الله،هم براي اوّل غذا و هم براي آخر آن."و با اين جمله،اشتباه خود را در ترك

¤بسم الله¤جبران كرد.

رسول خدا(ص)،پس از اين كار جالب و عاقلانه ي مرد،لبخندي زد و فرمود:"شيطان،پيوسته با او

مي خورد(و شريك غذايش بود) وقتي(بسم الله گفت)و خدا را ياد كرد،شيطان هر چه خورده بود بالا آورد."

منبع:ضحك النبي-ص۱۹.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 17:17 توسط محمد صالحی |
بی دندانها به بهشت نمی روند!

رسول خدا(ص)به پیر زنی که دندانهایش ریخته ودیگر اثری از زیبایی در چهره اش نمانده بود فرمود:بدان که هرگز پیر زنی که دندانهایش ریخته باشد وارد بهشت نخواهد شد.

پیر زن از سخن پیامبر(ص)ناراحت و غمگین شد و از غصه شروع به گریه کرد.حضرت فرمود:چرا گریه میکنی؟ پیر زن گریه کنان گفت:زیرا دندانهای من هم ریخته است.ای رسول خدا. پیامبر(ص)تبسمی

کرد و فرمود:لا ْْتدخلین الجنهْ علی حالک. تو که با این حال وارد بهشت نخواهی شد.

(خداوند زنان بهشتی را جوان و سالم به بهشت خواهد برد.)دل غمگین پیر زن از کلام رسول الله(ص)

غرق نور و سرور شد.

 

شوخی پیامبر(ص)با حضرت علی(ع).

روزی پیامبر(ص) با حضرت علی(ع) مشغول خوردن خرما بودند. ناگهان پیامبر(ص) یواشکی خرماهای

حضرت علی(ع) را برداشته و خوردند.پیامبر (ص)به حضرت علی (ع) فرمودند:

شکمو آنست که تمام خرماها را خورده باشد.حضرت علی(ع)به رسول الله(ص)فرمودند:

 شکموترآن کس است که خرماها را با هسته هایش خورده باشد.

 

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 21:18 توسط محمد صالحی |
::. پيام وبلاگ .::

::.مقام معظّم رهبری(مدظلله العالی):
امروز امّت اسلام و ملّت ما بیش از همیشه به پیامبر اعظم(ص) خود نیازمند است.به هدایت او،به بشارت او،به پیام و معنویت او،به رحمتی که او به انسان ها درس داد.

****************
تماس با مدیر وبلاگ:
09117061655